سيد محمد كمره اى

235

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

تومانى خارج درآمد ، پس گرفتم كه بعد بدهم . بعد به‌سمت بازار آهنگرها رفته ، مسجد جامع ختم پسر سلطان العلماء را گذاشته بودند . بعد دكان استاد پيره‌مرد ارّه‌ساز رفته پيره‌مرد مرده بود . پسرش بيچاره در حال تب . اره‌ها را به او دادم با دهشاهى كه روز شنبه عصر بدهد و بقيه طلب خود را بگيرد . بعد حجره آقا ميرزا صدر الدين رفته ، گفت به شهر نو آمدم و صحبت شيخ محمد خان را نمود كه در نهاوند با آقا ميرزا محسن همدست و قريب ده هزار تومان استفاده نموده . بعد كه آقا ميرزا محسن گير افتاد ، او ترسيد به بروجرد فرار نمود . آنجا از طهران تأمين گرفت . بعد لرها او را گرفتار و هشتصد تومان از او گرفتند . حال به ملاير رفته ، يك نفر خان نهاوندى را مىخواهد متهم نمايد . بعد حجره آقا ميرزا ماشاء الله دوخته‌فروش رفته احوالش را پرسيدم . مراجعت نموده ، استاد على اكبر عطار سر چهارسوق بزرگ احوالپرسى نمود . دكان پدر رفته ، گفتند سه چهار روز است در خانه بسترى شده . در جمع برادران لژ بيدارى بعد به خيابان آمده حجره خلخالى ، ديدمش كه از راه رسيد . گفت از بازديد اقتدار آمدم . معلوم شد اقتدار آمده . بعد به خيابان و با آقا مرتضى نجم‌آبادى به خانه ارباب رفته ، وقار ذكاء فروغى ، رياضى ، مسيو ، دبير ، تقوى ، عز الملك ، ابو الفتح خان ، حميد خان ، سردار اسعد ورود نموديم . اوضاع شيراز و درگرفتن جنگ بين قشقايىها و انگليسىها و اينكه قشقايىها صد و بيست نفر تلفات داده‌اند و اينكه كار انگليسىها در كاله و غرب سخت شده به حدى كه روتر اينجا را سفير گفته چون مركب نداريم عقب افتاده . بعد بنده صحبت شيخ محمد خان را با سردار اسعد و اينكه انتريك به جهت ابو الفتح خان نامى در نهاوند كرده . گفت بنويسيد ، اطاعت مىنمايم . بعد بلند شده ساعت سه و نيم با آقاى اورنگ آمده ، صحبت اينكه قوام الملك را معنا با قشقايىها يكى كرده‌ام و صمصام را واداشتم كه به خود قشقايىها تلگرافى نمايد كه درصورت ظاهر توبيخ و در معنا تقويت عنصر آن‌ها بشود كه اگر صرفه باشد تلگراف دولت را سند نمايد و اگر بر انگليسىها غالب هستند كار خودشان را بكنند . بعد صحبت نمود كه خانه لواء الملكى را خيال اجاره دارم ،